عبدالله مستوفى

342

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

مجلس هم همين كار را كرد . مذاكرات را كافى دانست ، و اعتبارنامهء شاهزاده با اكثريت نمايانى تصويب شد . اينها شوخى ، و براى گذراندن اعتبارنامهء نصرت الدوله ، و اصل مطلب در اينجا بود كه شاهزاده از اينكه انگليس‌ها سيد ضياء الدين را بر او ترجيح داده ، و عاملى قلمى كودتا را كه شكار مسافرت لندن خود ميدانست ، از جلو تير او رد كرده و بدم تير سيد داده بودند و سيد هم در آن بد عمل كرده و نتيجهء آن گير يك افسر قزاق آمده بود ، بسيار ناراضى بود . بر فرض اينكه نامزد بودن او را براى عاملى قلمى كودتا هم جزو افسانه‌هاى تاريخى بدانيم ، همين عمل كه انگليسها با آنهمه سابقه و خدمات و كارچاقىهاى نصرت الدوله در كارهاى آنها او را بحبس سيد ضياء الدين انداخته ، يا لامحاله ، او را در اين حبس واگذاشته بودند ، حقا شاهزاده را خيلى عصبى كرده ، و از آنها نارضامندى زياد داشته است . سيد مدرس ، مرد فكور مسلمان سياسى ، موقع را مغتنم شمرده ، و در محبس با شاهزاده بيشتر نزديك شده ، و بىثباتى اين‌گونه اعمال و رفتار را بر او ثابت و بعقيدهء خود از شخص باهوش نطاق زرنگ باكفايت و ذىنفوذ ، ولى گمراه ، يكنفر طرفدار سياست ملى ساخته و پرداخته ، و دفاع مدرس از او به اين لحاظ بوده است و شايد در اين وقت واقعا هم نصرت الدوله ولو موقتا طرفدار سياست ملى شده بود و اينكه سيد در نطق خود ميگفت : توبه كرده است ، مطابق با واقع بود ، چنان كه لايحهء اعتراضى كه قبل از تشكيل مجلس ، در روزهاى آخر خرداد بامضاى چهل نفر از وكلا منتشر شده و تمام گناه كودتا را به گردن انگليس‌ها مىانداخت و با بيانات خيلى سخت از اين سياست انتقاد ميكرد از قرارى كه ميگفتند بقلم نصرت الدوله و در هرحال شاهزاده يكى از امضاءكنندگان اين لايحه بوده است . مدرس هم عاقلتر از آن بود كه در سياست اهل كينه باشد . همين كه كسى بقول خودش توبه ميكرد ، و عملا خود را اصلاح شده جلو ميداد ، سيد بزرگوار ريگهاى گذشته را از دامن ميريخت و از منافع وجودى او استفاده‌هاى منظور را به عمل مىآورد . همكاريهاى او با چند نفر از دمكراتهاى دورهء سابق ، بخصوص ملك الشعراى بهار در دورهء پنجم مجلس از همين راه و بر اثر همين فكر بود ، كه باز هم سيد بزرگوار ضديتهاى گذشتهء دمكرات‌ها را فراموش كرده ، و با عده‌اى از آن‌ها كه در ضديت با سردار سپه با او هم‌فكر شده بودند همكارى ميكرد . واكنش‌هاى كودتا در جهان هيچ عملى نيست كه كم يا زياد واكنشى نداشته باشد اين جهان كوه است و فعل ما ندا * باز گردد اين نداها را صدا « مولوى » واقعهء شب سوم حوت 1299 و تصرف پايتخت بتوسط يك مشت قزاق فرسودهء بىاسلحه ، و بىطرف و تماشاچى ماندن قوهء دو هزار نفرى امنيه ، كه به خوبى ميتوانست از آن جلوگيرى كند ، و وزير جنگ شدن رئيس اين قزاق‌ها و بالاختصاص ملا كريمى او در كابينهء وزراء ، طمع اشخاصى را كه قوهء جنگى اعم از نظامى و چريكى در اختيار خود